قدر..................

ایـن شـهــر،بی نـقـاب قبـولـم نـمی کنـد!

گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

چون آیینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت ترین زلزله ها را

پر نقش تر از فرش دلم بافته ایی نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را

یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش
... بگذار که دل حل بکند مسئله ها را!
 محمد علی بهمنی

 

/ 2 نظر / 10 بازدید