امروز رو خیلی خوب شروع کردم...اخه پسر گلم من رو بیدار کرد که مامان پاشو مهد کودکم دیر می شه معصومه جون گفته زود بیا ...به آموزش برسی......من فقط در حالت تعجب بودم اخه هنوز با اقای پسر درگیر بودم برای رفتن به مهد و رسما هر روز صبح اولین جمله اش این بود من مهد کودک نمی رم ولی بعد نیم ساعت فیلم دیدن و صبحانه .و ...بازی با ماشین ها رضایت می داد فقط تو ماشین بشینه حالا چون می خواستم دروغ زده نشم فقط سکوت می کردم وقتی می گفت می ریم خونه مامانی دیگه...و بقیه ماجرا....

/ 8 نظر / 10 بازدید
Rojin

به این میگن تاثیرات مربی خوب !! :)

مامان پارساپگاه

معلومه که پارسا جونی حسابی بزرگ شده عزیز دلم[ماچ]