دنیای یک پزشک هم دنیای یک دختر است..دنیای یک مادر است ..با تمام هیجانات و میل به ارامش...با این تفاوت که از خون نمی ترسد..از ابسه های چرکی و بدبو یک بیمار ایدزی تزریقی بدش نمی اید.یک معتاد کارتون خواب را بد قضاوت نمی کند..از کیلومتر ها دور تر از خانه در روستا باید طرح بگذراند و فارغ از دغدغه های ارامش خودش  نگران بی مبالاتی مردمی باشد که فرزندانشان هر روز   وایتکس رابجای نوشیدنی سر ک می کشند .دنیای یک دختر است که بعد از اتمام درسش گلدن تایم امادگی امتحان دستیاریش با مسئولیت مادریش همزمان است...دنیای یک دختر است وقتی که مجبور است بعذ از تمام قدرت نمایی روزانه اش نگاه پزمرده اش را برای خانواده اش هدیه بیاورد..دنیای یک مادر است با دغدغه یک مادر که هر روز نگران است مبادا از درس خواندن از بقیه کم بیاورد..یا نکند که مبادا امروز خدایی نکرده خوش گذرانده باشد ...دنیای یک زن است که تعجب می کند مادری با ناخنهای مانیکور شده چطور می تواند استریلیزه شدن نوزاد 20 روزه را رعایت کند....با همین تفاوت های به همین کوچکی ولی در مجموع تمام این دنیا دنیای بزرگتری را برای این دختر به ارمغان میاورد چرا که هر چه مرا از پای نیندازد قدرتمندترم می سازد.


خوشحالم که دنیایم به اندازه یک فنجان چای نیست ..که درونش غرق شوم.