در شطرنج های زمانه...اگر پا به پای خدا با او بازی کردی ...ودر انتها مات حرکات او شدی قهرمانیت مسجل است.......چه بازیگران ماهری هستیم.هر روز جندین نقش بازی می کنیم هر ساعت یک گریم بر صورت داریم و در هر سکانس یک لباسی بر تن .مهارتمان انقدر زیاد شده که خود کارگردان هم اغلب در مانده می شود خود واقعی مان کدام است.کات....این سکانس آخر زیادی نقش اول بوده ام..کات


دهانم را عنکبوتی لازم است تا تار ببند تمام کلماتم راتا شاید فردایی بسازم که همه آرزوی تفکرش را دارند...لام تا کام سکوتم رابیشتر دوست دارم..چه بود رشته کلامم را می گویم.؟