از نصایح سارا به پسرش....پسرم به هر کسی لقب استاد را عنایت مکن...استاد باید خودش بیاید در ناخوداگاه کلماتت  تشویقمشغول تلفن    الکی که نیست....ساکت                       پسرم گروهی اگر احترامشان کنی تو را ساده می پندارند و اگرنکنی از گزندشان در امان نیستی پس در احترام اندازه نگه دار...              پسرم از کسی که ابرویی برای از دست دادن ندارد بترس            پسرم بدان و اگاه باش که هر کس انچه را در چنته دارد به فرزندش می اموزد شیر قدرت را به فرزندش یاد می دهد و خرگوش فرار را و روباه حیله گری را  ...من چه چیزی را به تو یاد می دهم    ؟؟؟؟؟؟؟.........                                                              

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


غر می زنم پس هستم.....به جرات بگم با همه جور ادم برخورد داشتم از بیمار اسکیزو فرن تو بیمارستان روان تا شخصیت انتی سوشیال (ضد اجتماعی) تا فرد معتاد ...بیمار سرطانی...ولی سخت ترین روش ارتباطی که تا حالا داشتم با این به اصطلاح خانومهاییست که برای نظافت منزل وارد حریم انسان می شن و مجبوری یه چند ساعتی رو تحملشون کنی..نه می تونی سخت بگیری بهشون چون ممکنه یه جای دیگه تلافی کنه ..نه نرم بگیری بسیار پاشون رو از خط خودشون فراتر می ذارن..کلاس بذاری ارزششو ندارن ...نذاری سوارت می شن...اعتماد به نفس و اظهار نظر تو همه مسائل از بزرگ کردن بچه بگیر تا نسخه نویسی و قضاوت در همه چی .یکی نیست بگه تو که این همه چیزرو عالی می دونی پس اینجا چی کار می کنی..والا بخدا سرم رفت از بس این خانومه چرت و پرت گفت از افتخاراتش گفت ...ولی اخرش گفت حیف که شوهرم قدرمو ندونست....واقعا هر کس لیاقت همون زندگی رو داره که داره....بای بایساکت