با همسرش وارد مطب می شن.مثل ماشین حرف می زنه و توضیح می ده.گاهی حرفش رو قطع می کنم و توضیح می دم..اما دلم می خواد زودتر تموم شه ..وقتی برای پر کردن پرونده از لیبیدو(میل جنسی) می پرسم با گستاخی تمام می گه با خانمم که هیچ ولی باید یه تایلند برم...ببینم ....خنده ام می گیرد ولی خنده ام رو قورت میدم به این فکر میکنم بر سر سرزمین من چه امده یک زمانی بر سر این مرز پر گهر قسم می خوردم و به دوستانم که رفته بودند با افتخار می گفتم که در ایران می مانم ولی دیگر هر چه می گردم ایرانی نمی بینم افسوس که دیگر سرزمینی نمانده که بی کران باشد...ایران ای سرای من...خاکت توتیای من...ای سرزمین بی کران..ای یادگار عاشقان..ای دیار مهر وافتخار ایران!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟