صحبت ها و گفت و شنود هایی که گاهی با بیمارانم رد و بدل می شه گاهی لحظات ماندگاری رو در ذهنم می ذاره ..اینکه اینقدر به حریم خصوصی افراد نزدیکم مسئولیتم را خیلی بیشتر می کنه و  در زمینه ای کار می کنم که هر بیمار به سمت رشد و تعالی حرکت می کنه و در ویزیت هر روزه این افراد کاملا مشهوده...بارقه هایی از امید بهبود وضعیت روحی روانی پیشرفت اقتصادی بهبود روابط اجتماعی و کلا شروع زندگی جدید و تولد دوباره .. به جرات می گم خیلی از بیمارانی که از حوصله درمان خارج اند رو درمان کرده ام که گاهی صدای روانشناس مرکز در اومده که این افراد اصلاح نا پذیرند و به مرور دیده که چقدر اصلاح شدند..تمام اینها بهانه اش دعای خیری بود که همراه اشک امروز نثارم شد..دعای قشنگی که روزم رو ساخت..خانم بیماری که توسط همسرش اعتیاد پیدا کرده بود بخاطر اینکه به زندگی عادی برگشته و یک جوری این مرکز سنگ صبورش شده می گفت  (خانوم دکتر کربلا و مکه که دم در خونه شماست)واقعا خودم رو در این حد نمی دونم فقط تنها کاری که سعی می کنم در ویزیت هام رعایت کنم مجرم و گناهکار ندونستن بیماران هر چند که خیلی ها بخاطر جسارت و خطا دنبال این مقوله رفتند و به هیچ عنوان توجیه نمی شه ولی برای درمان اولین قدم پذیرفتن این شخص و فرصتی است که در اختیارش می ذاریم خیلیها از این فرصت استفاده می کنند و عده ای هم نمی کنندو لی در هر حال وقتی بحران رو پشت سر می ذارن تبدیل به انسانهای دوست داشتنی می شن که به سمت رشد قدم برداشتن یا حداقل سعی شون رو کردن..براستی با اینکه هر کدام از ما واقعا این مشکل رو نداریم چقدر در روز سعی میکنیم خصائل بد و زشتمون رو درمان کنیم یا حداقل به سمت رشد و تعالی قدم برداریم..خیلی از ماها به صرف نماز اول وقت و یا روزه چنان احساس برتری بهمون دست می ده که حاضریم تمام انسانها رو قضاوت کنیم و بجای خدا حکم بهشت و جهنم بدیم..در حالی که اولین قدم برای حب خدا حب خلق خداست.......


تصمیم گرفتم پارسا رو مهد بذارم هر کس تجربه ای داره خوشحال می شم اگه بگه...لبخند