تو را ای چشم یادت هست می گفتم..شقایق را تماشا کن..نظر بر اسمان افکن..فراموشت نگرددکهکشان راه شیری..خوشه پروین وپرواز کبوترها.....نگفتم من نگاهت مهربان باشد....نگفتم من سکوت مردمان را هم شنیدن رسم زیبایی ست...به لبخندی گره از ابروان بسته ای وا کن..کلام مهربانی را تو احیا کن..تو با هر یک سلام وهر دعا تطهیر خواهی شد ..ببخشا رحم کن با مردمان زین پس مدارا کن...گوارایت کنون وارد شدن در وادی خوبان.. تو را ای من ببینم خوب یادت هست می گفتم.....تورا گفتم....نگفتم؟