من به انتظار برخاستنم نشسته ام  که روزی تعبیر تمام رویاهایم باشم.سرم را بلند کنم و بگذارم خورشید در چشمانم جوانه کند.کوهها را بالاتر بکشم و سقف آسمانم را بلند تر کنم و آنقدر جوانه بزنم تا بتوانم به همه بگویم که ..نهالی بکارند..مثل من...


و اما پسرکم..که این روزها به سبب دندانهای اسیا مرحله دوم که در حال جوانه زدنند( مثل شکوفه های بهاری) بسیار بیقرار است ...که دید و بازدید های خسته کننده و تصنعی با بعضی اقوام هم مزید بر علت شده و اظهار نظر های فیلسوفانه و علامه دهر بودن و پیامبر گونه افراد هم تا اندازه زیادی نیاز به مطالعه و کتاب را از افراد مبرا می کند چون انچه که در این داد و ستد های گفتاری حرف اول را می زند فن بیان و اعتماد به نفس است تا پایه علمی و مطالعه ...و از انجا که ایران به تعداد تمام جمعیتش فیلسوف و پزشک دارد دیگر نیازی به دانشگاه گویا احساس نمی شود ....عیدانه  فراوان شد تا باد چنین بادا..سیزده بدر