دیروز اگهی استخدام منشی دادم افراد با سطوح اقتصادی فرهنگی و اجتماعی متفاوت در هر 10 دقیقه ملاقات کردم...چیزی که برایم جالب و بهتر بگویم درداور بود مدارج تحصیلی لیسانس اعم از زیست شناسی ...حقوق  روانشناسی ... زبان انگلیسی .بود .خیلی ها از سر ناچاری امده بودند و عده ای برای گذران اوقات فراقت و شاید هم یافتن فرصت ها و موقعیت بهتر..که تمایز دادن اینها کار سختی نبود...وموردی که خیلی خود نمایی می کرد خانم محجبه ای که در فرم مربوطه عضویت  ب س ی ج را قید کرده بود تا اینجای کار مشکلی نداشتم ولی صحبتش که شروع شد خودش را تا حد یک مخترع که اختراعی را در حال انجام دارد طوری که کم کم احساس کردم من دارم برای این فرد درس پس می دهم  اعتماد به نفس در حد .بی نهایت ......مورد دیگر در این تماسها اس ام اسی بدستم رسید با این عنوان که من لکنت زبان دارم تداخلی با شغل مربوطه ندارد؟؟ ....و کلی داستان و درد دل ..افرادی بودند با موبایلهای گران قیمت ..سویچ ماشین ...شلوار جین پاره ...و برخی با همسر و بچه ...مستاصل وقتی..قضاوت افراد و تصمیم گیری برای موضوع به این سادگی بسیار مشکل است..وباید مواظب باشی حرمت افراد حفظ شود. امیدی نا امید نگردد ..فکر می کنم کسانی که در سطوح بالای مملکتی برای افراد تصمیم می گیرند خودشان واقعا واقفند که چه مسیولیتی بر عهده دارند..؟؟وقتی بخواهی برای سرنوشت افراد تصمیم بگیری باید واقعا چیزی در وجودت باشد یا توانایی که تو را در ان منصب قرار بدهد که اگر جز این باشد سرنوشتیست که جامعا الان ما امروز دچارش هست............که هر چه توانایی و مدارج علمی  واقعی کمتر امکان فرصتهای شغلی بیشتر.....خانمی لیسانس مدیریت عملیات امداد و نجات داشت که اولین با ربود می شنیدم در ایران چنین رشته ای وجود دارد و الان بیکار و برای منشی گری امده بود و خیلی هم اصرار می کرد ....صرفنظر از این قضاوتها و صحبتها ارزومی کنم برای اول جامعه ام که هیچ فردی در جایگاهی قرار نگیرد که جایگاهش نیست و همه افراد در موقعیتی که حقشان است باشند چرا که اگر فرد با استعدادی کار ساده ای انجام دهد اسراف هوش و استعداد است ..هم چنان که خودم نیز هنوز به حد کافی اوج نگرفته ام و پر هایم میل به ارتفاع بلند تری دارد................شاید گریه ای که بعد از هر شکست کرده ایم تاوان عرقی ست که برای پیروزی نریخته ایم..........................


ادامه مطلب ...